هشدار عبدی درباره پنهانکاری و اخبار جعلی در شرایط جنگی؛ فقط دست جنگطلبها باز است | مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز

رویداد۲۴| عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی با عنوان «نتیجه جعل و تبعیض رسانهای» به بررسی وضعیت آشفته اطلاعرسانی در فضای ملتهب کنونی پرداخته و نسبت به پیامدهای خطرناک آن برای کشور هشدار داده است.
او در ابتدای این یادداشت، با اشاره به دشواری دسترسی به اخبار معتبر، مینویسد: «گل بود به سبزه آراسته شد؛ پیش از جنگ هم دسترسی به اطلاعات و اخبار معتبر سخت بود، اکنون با وجود وضع امنیتی کشور مرز اخبار واقعی از جعلی مخدوشتر شده است.»
عبدی با انتقاد از رواج اخبار بدون منبع در فضای عمومی تأکید میکند که در شرایط کنونی «برخی افراد اخباری را میگویند که یا دروغ است یا مرجعی برای تأیید و رد آنها نیست و کسی هم جرأت تکذیب عمومی آنها را ندارد»؛ وضعیتی که به گفته او، در بستر «فضای ارتباطی تبعیضآمیز» به پذیرش این اخبار از سوی مخاطبان منجر میشود.
او نقش برخی چهرههای تندرو، بهویژه در مجلس را در این روند پررنگ میداند و مینویسد این افراد «تحت نام نمایندگی هر چه بخواهند میگویند و کسی هم در مقام اصلاح آنها برنمیآید».
این تحلیلگر با ذکر نمونهای مشخص، به انتشار ادعایی درباره وضعیت صادرات نفت پس از محاصره دریایی اشاره میکند: «نفت ایران با قیمت تقریبا دو برابر قبل از جنگ در حال فروش است... اخذ عوارض از کشتیها در تنگه هرمز برقرار است... کشور مشکل صادرات و واردات ندارد. ترسوها به سیل خروشان ملت بپیوندند و...» او این ادعا را صریحاً «خلاف واقع و گمراهکننده» توصیف میکند.
عبدی در ادامه، با تشریح پیامدهای واقعی چنین شرایطی، هشدار میدهد که محدودیت در صادرات نفت و افزایش هزینه واردات، آثار اقتصادی جدی به دنبال دارد و مینویسد: «ایرادی ندارد که بگوییم همه اینها را باید تحمل کرد و جنگید، ولی چرا باید واقعیت را نگفت؟»
عبدی در بخش دیگری از این یادداشت، به انگیزههای پشت پرده این نوع روایتسازی اشاره کرده و میپرسد: «آیا همین جعل خبر به معنای آن نیست که فقط با تحریف واقعیات است که میتوانند دیگران را با اتهام ترسو بودن، دعوت به پیوستن به سیل خروشان ملت کنند؟»
او همچنین نسبت به ادعای برخی افراد درباره اطلاع از مواضع عالیترین سطوح حاکمیتی انتقاد کرده و این رفتارها را نوعی «خبرسازی» دانسته که به «جریانسازی» در جامعه منجر میشود.
عبدی در ادامه، به مواضع متناقض برخی جریانها درباره شفافیت مذاکرات اشاره کرده و مینویسد: «میز مذاکره اگر حمایت خیابان را میخواهد، باید با او صادقانه سخن بگوید...»
عبدی مینویسد: «خوبه که طرفدار شفافیت شدهاند، ولی مگر میز مذاکره بدون اجازه مقامات ذیصلاح چیده شده؟ به علاوه کافی است خیابان برای طرفداران هر خط مشی، متمایز شود تا وزن آنان معلوم گردد. به این هم نیاز نیست. ابتدا توافق کنند، سپس برای تایید نظر مردم به رفراندوم گذاشته شود هر چه مردم گفتند قبول است. آن دیگری برای نمایش خود همسایگان را با ادبیات ترامپی تهدید میکند در حالی که معلوم نیست چه کاره است؟ دیگری در روزنامه خود نوشته که تنگه را باید حداقل ۱۰ سال پیش میبستیم ولی غربزدهها نگذاشتند. نویسنده یک لحظه هم فکر نمیکند، مگر کسی میخواست ببندد که غربزدهها نگذاشتند؟ مگر این اقدام همچون اینبار، جز در اختیار رهبری نظام بود؟ به علاوه ۵ سال پیش که همه خودی و یکدست شدید چرا تنگه را نبستید؟»
او در پاسخ به این دیدگاه، تأکید میکند که اصولاً چنین مذاکراتی بدون مجوز نهادهای ذیصلاح شکل نمیگیرد و پیشنهاد میدهد که در نهایت، توافقها میتواند به رأی مردم گذاشته شود.
این تحلیلگر در جمعبندی، از عدم توازن در فضای رسانهای انتقاد کرده و مینویسد: «متاسفانه جریان سیاسی طرفدار جنگ با هدف پایان یافتن زیست متعارف در ایران، آزاد است هر رفتار رسانهای داشته باشد. در مقابل، دستان جریان طرفدار کوشش برای رسیدن به توافقی پایدار و به سود ایران به نسبت بسته است...»
او هشدار میدهد که نتیجه این وضعیت، اتخاذ تصمیماتی خواهد بود که نهتنها به سود کشور نیست، بلکه هزینههای آن بر دوش مردم خواهد افتاد.
عبدی در پایان، با اشاره به فاصله میان تصمیمگیران و افکار عمومی، تأکید میکند: «اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز.»



آقای عبدی شما هم که دارید از طرف مردم حرف می زنید بهتر نیست فقط از طرف خودتان حرف بزنید ویا سکوت کنید و اختلاف افکنی نکنید؟؟؟؟؟ شما نماینده ی مردم نیستید فقط حرفهایتان به نفع دشمنان است . خواسته یا ناخواسته در زمین دشمنان بازی می کنید.
